free

free discuc

تفاوت شفت در انواع ماشین لباسشویی

۰ بازديد

ماشین‌های لباسشویی در مدل‌ها و فناوری‌های مختلفی تولید می‌شوند و هر کدام ساختار مکانیکی متفاوتی دارند. یکی از قطعاتی که در این دستگاه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند شفت یا محور دیگ است. شفت قطعه‌ای فلزی و مقاوم است که وظیفه انتقال نیروی موتور به دیگ را بر عهده دارد و باعث چرخش دیگ در مراحل شستشو و خشک‌کن می‌شود. با توجه به تفاوت در طراحی ماشین‌های لباسشویی، ساختار شفت نیز ممکن است در مدل‌های مختلف تفاوت‌هایی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها در طراحی شفت مربوط به نوع سیستم انتقال نیرو در ماشین لباسشویی است. به طور کلی ماشین‌های لباسشویی از نظر انتقال نیرو به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: ماشین لباسشویی تسمه‌ای و ماشین لباسشویی دایرکت درایو. هر یک از این سیستم‌ها ساختار خاصی دارند و همین موضوع باعث تفاوت در طراحی شفت می‌شود.

در ماشین‌های لباسشویی تسمه‌ای موتور دستگاه به صورت مستقیم به دیگ متصل نیست. در این نوع دستگاه‌ها موتور با استفاده از یک تسمه و پولی نیروی چرخشی را به دیگ منتقل می‌کند. شفت در این سیستم به پولی متصل است و زمانی که موتور تسمه را به حرکت در می‌آورد، پولی و شفت شروع به چرخیدن می‌کنند. در نتیجه دیگ نیز می‌چرخد.

در این نوع طراحی، شفت باید مقاومت بالایی داشته باشد زیرا علاوه بر تحمل وزن دیگ و لباس‌ها، فشار ناشی از کشش تسمه و انتقال نیرو را نیز تحمل می‌کند. به همین دلیل معمولاً از آلیاژهای فولادی مقاوم برای ساخت شفت در ماشین‌های لباسشویی تسمه‌ای استفاده می‌شود.

در مقابل، در ماشین‌های لباسشویی دایرکت درایو (Direct Drive) ساختار انتقال نیرو متفاوت است. در این نوع دستگاه‌ها موتور مستقیماً به دیگ متصل می‌شود و نیازی به تسمه وجود ندارد. این فناوری در بسیاری از ماشین‌های لباسشویی مدرن استفاده می‌شود و مزایایی مانند کاهش صدا، کاهش لرزش و افزایش راندمان انرژی دارد.

در سیستم دایرکت درایو، شفت نقش متفاوتی نسبت به مدل‌های تسمه‌ای دارد. در این ساختار موتور معمولاً در پشت دیگ قرار می‌گیرد و به صورت مستقیم با شفت در ارتباط است. به همین دلیل طراحی شفت باید به گونه‌ای باشد که بتواند اتصال دقیق و محکم با موتور ایجاد کند.

یکی دیگر از تفاوت‌های شفت در ماشین‌های لباسشویی مربوط به نوع دستگاه از نظر طراحی دیگ است. برخی ماشین‌های لباسشویی دارای دیگ افقی (درب از جلو) هستند و برخی دیگر دارای دیگ عمودی (درب از بالا) هستند. در ماشین‌های لباسشویی درب از جلو، شفت معمولاً در پشت دیگ قرار دارد و دیگ به صورت افقی می‌چرخد. در این نوع دستگاه‌ها شفت معمولاً به یک سه‌نظام یا کراس دیگ متصل است که باعث نگهداری و تعادل دیگ می‌شود.

در مقابل، در ماشین‌های لباسشویی درب از بالا، شفت در قسمت مرکزی دیگ قرار دارد و حرکت چرخشی متفاوتی ایجاد می‌کند. این تفاوت در ساختار باعث می‌شود طراحی شفت در این دستگاه‌ها با مدل‌های درب از جلو متفاوت باشد.

عامل دیگری که باعث تفاوت در طراحی شفت می‌شود ظرفیت ماشین لباسشویی است. دستگاه‌هایی که ظرفیت بیشتری دارند معمولاً دارای دیگ بزرگ‌تر و سنگین‌تری هستند. در نتیجه شفت مورد استفاده در این دستگاه‌ها باید ضخیم‌تر و مقاوم‌تر باشد تا بتواند وزن دیگ و لباس‌ها را در هنگام چرخش تحمل کند.

همچنین در برخی مدل‌های جدید ماشین لباسشویی از فناوری‌هایی برای کاهش لرزش و افزایش تعادل دیگ استفاده می‌شود. در این دستگاه‌ها طراحی شفت به گونه‌ای انجام می‌شود که بتواند نیروها را به شکل متعادل‌تری توزیع کند و از ایجاد لرزش شدید جلوگیری کند.

در نهایت باید توجه داشت که هر ماشین لباسشویی دارای طراحی خاصی است و شفت آن باید دقیقاً با همان مدل دستگاه سازگار باشد. به همین دلیل هنگام تعویض شفت باید به مدل و برند دستگاه توجه کرد. استفاده از شفت نامناسب ممکن است باعث اختلال در عملکرد دستگاه شود یا حتی به قطعات دیگر آسیب وارد کند.

به طور کلی اگرچه وظیفه اصلی شفت در تمام ماشین‌های لباسشویی یکسان است، اما طراحی و ساختار آن بسته به نوع سیستم انتقال نیرو، نوع دیگ، ظرفیت دستگاه و فناوری‌های مورد استفاده می‌تواند متفاوت باشد. شناخت این تفاوت‌ها می‌تواند به کاربران و تعمیرکاران کمک کند تا در زمان تعمیر یا تعویض قطعات انتخاب مناسب‌تری داشته باشند. برای شفت لباسشویی اینجا کلیک کنید.

۰ ۰

بن‌بست استراتژیک ترامپ | جنگ علیه ایران به جای حل مسائل گذشته مسائل جدیدی ایجاد کرد

۰ بازديد
اقتصادنیوز: ایران با استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادها، دامنه درگیری را به سراسر منطقه کشاند و با انسداد عملی تنگه هرمز، بازارهای جهانی را مختل کرد. این استراتژیِ «تنش‌افزایی افقی»، اهرم فشار را دوباره برای ایران احیا کرد.
بن‌بست استراتژیک ترامپ | جنگ علیه ایران به جای حل مسائل گذشته مسائل جدیدی ایجاد کرد | هرگز سؤالی نپرسید که پاسخ آن را از قبل نمی‌دانید!

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، لیندسی نیومن، پژوهشگر برنامه آمریکا و آمریکای شمالی در اندیشکده ********م‌هاوس، به بررسی اشتباه محاسباتی دونالد ترامپ در راهبرد نظامی خود علیه ایران پرداخته‌است.

نویسنده تبیین می‌کند که چگونه واشنگتن با فرض تسلیم‌سازی و تغییر رژیم در ایران، دست به یک ماجراجویی نظامی زد، اما در نهایت با مقاومت همه‌جانبه و واکنش دفاعی افقی ایران روبرو شد؛ امری که منجر به شکست استراتژیک آمریکا و پناه بردن ترامپ به یک تفاهم‌نامه شکننده برای خروج از بحران گردید.

 

لیندسی نیومن در اندیشکده ********م هاوس نوشت؛

یک اصل اساسی وجود دارد که هر وکیل دادگاهی در آغاز کار خود می‌آموزد: «هرگز سؤالی نپرس که پاسخ آن را از قبل نمی‌دانی». دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در «عملیات خشم حماسی» این اصل بنیادین را نقض کرد.

ترامپ نخستین رئیس‌جمهور آمریکا نیست که درباره یک اقدام مخاطره‌آمیز در خاورمیانه دچار اشتباه محاسباتی می‌شود. از جورج بوش پدر و پسر گرفته تا دوران بایدن که گمان می‌کرد منطقه آرام‌تر از دو دهه گذشته است، دولت‌های پیاپی آمریکا همگی از طریق جنگ، تحریم، اهرم‌های اقتصادی و دیپلماسی به دنبال صلح در خاورمیانه بودند، اما همه آن‌ها در تأمین یک نتیجه پایدار و مطلوب ناکام ماندند.

 
 

۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، ترامپ تصور می‌کرد پرسش اصلی این است: «آیا رژیم ایران از طریق اعمال نیروی نظامی سهمگین، مجبور به تن دادن به خواسته‌های آمریکا خواهد شد؟» او امیدوار بود (اما نمی‌دانست) که پاسخ مثبت است. او گمان می‌کرد آمریکا و اسرائیل می‌توانند یک عملیات نظامی سریعِ چهار تا شش هفته‌ای را رقم بزنند.

اهداف ترامپ شامل نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی ایران، خنثی کردن شبکه نیابتی منطقه‌ای آن و تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. در قلب جاه‌طلبی ترامپ، یک وابستگی ایدئولوژیک به ایده «تغییر رژیم در ایران» قرار داشت. او باور داشت این عملیات، اولین دومینو از زنجیره‌ای خواهد بود که به فروپاشی جمهوری اسلامی ایران منجر می‌شود.

 

او با آغاز جنگ، سؤالی صریح از شهروندان ایران پرسید؛ سؤالی دیگر که پاسخ آن را نمی‌دانست. او پرسید آیا آن‌ها قادرند از فرصتی که آمریکا فراهم کرده برای سرنگونی رژیم استفاده کنند؟ او گفت: «پس بیایید ببینیم شما چگونه پاسخ می‌دهید.»

اما تصمیم‌گیری درباره این منازعه و نتیجه آن، هرگز در اختیار غیرنظامیان ایرانی نبود. هرچند ساختار حاکمیت ایران در ابتدا با ضربات و از دست دادن نیروها مواجه شد، اما به سرعت خود را بازسازی کرد و رویکرد «چیزی برای از دست دادن نداریم» را در پیش گرفت.

ایران با استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادها، دامنه درگیری را به سراسر منطقه کشاند و با انسداد عملی تنگه هرمز، بازارهای جهانی را مختل کرد. این استراتژیِ «تنش‌افزایی افقی»، اهرم فشار را دوباره برای ایران احیا کرد. برای ترامپ، این وضعیت به معنای هضم یک موفقیت تاکتیکی زودگذر، اما یک شکست استراتژیک بزرگ بود.

اکنون آمریکا و ایران بر سر یک تفاهم‌نامه توافق کرده‌اند تا آتش‌بس ماه آوریل را ۶۰ روز دیگر تمدید کنند و تنگه هرمز را «بازگشایی» نمایند، در حالی که این سند تنها چارچوبی برای مذاکرات بیشتر میان طرفین ارائه می‌دهد.

مذاکرات یک سال گذشته به وضوح نشان داده است که آمریکا و ایران به ندرت در یک مسیر مشترک قرار دارند. با این حال، به آمریکایی‌ها، بازیگران منطقه‌ای و بازار این‌گونه القا می‌شود که پس از شکست‌های پیاپی و شروع‌های ناامیدکننده، مذاکرات سرانجام به ثمر نشسته است.

 

این تفاهم‌نامه بر پایه درک مشترک بسیار ناچیزی استوار است و از همین حالا بدبینی عظیمی را در جامعه اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل برانگیخته است. تحولات بعدی، بسیار گویاتر از دستاوردهای فعلی خواهد بود.

احیای تردد به موقع، امن و آزاد از تنگه هرمز فوری‌ترین آزمون است. اما آمریکا و ایران در ماه‌های آینده با انبوهی از مسائل حل‌نشده روبرو هستند؛ تمام آن سؤالاتی که با جنگ بی‌پاسخ ماندند: با ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران چه باید کرد؟ آینده برنامه هسته‌ای ایران، رفع تحریم‌ها و دارایی‌های بلوکه‌شده چیست؟ آیا ایران برای توقف حمایت از نیروهای نیابتی‌اش متقاعد خواهد شد؟ و چشم‌انداز صلح واقعی در جبهه اسرائیل و حزب‌الله چگونه است؟

با توجه به ضعف مفرط اعتماد میان طرفین درگیر، درها به روی سناریوهای مختلف باز است. ممکن است مذاکرات در طول این تمدید ۶۰ روزه آتش‌بس (شاید به دلیل درگیری‌ها در لبنان) از هم بپاشد. یا اینکه آتش‌بس دوباره تمدید شود، و یا یک توافق صلح با شرایطی بسیار آسیب‌دیده و مخدوش حاصل شود که در حل مسائل اساسی ناکام بماند.

برای ترامپ، اعلام این تفاهم‌نامه یک مایه آسودگی و خلاصی است. هفته‌ها بود که مشخص شده بود درگیری با ایران، صبر رئیس‌جمهور را که می‌خواهد بر روی دیگر اولویت‌های کاری‌اش تمرکز کند، لبریز کرده است.

 

در صدر این اولویت‌ها، جشن ۲۵۰ سالگی آمریکا در چند هفته آینده و انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر قرار دارد. حمایت افکار عمومی آمریکا از «عملیات خشم حماسی» در بالاترین حد خود به حدود ۴۰ درصد رسیده بود و در ماه گذشته روند نزولی داشت.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که رأی‌دهندگان آمریکایی همواره بیشتر نگران وضعیت اقتصاد کشور خود بوده‌اند تا وضعیت خاورمیانه. هرگونه گشایشی که این تفاهم‌نامه در قیمت بنزین و مهار تورم ایجاد کند، به نفع ترامپ در داخل کشور خواهد بود.

در هفته‌های آینده، تحلیلگران این تفاهم‌نامه را با برجام در دوره اوباما مقایسه خواهند کرد. ترامپ بارها برجام را «بدترین و یک‌طرفه‌ترین توافقی که آمریکا تا کنون وارد آن شده» نامیده است. واقعیتِ اینکه توافق جدید چه تفاوتی با برجام دارد پیچیده است، اما در حال حاضر غیرقابل اندازه‌گیری باقی مانده است.

حتی بدون یک حسابرسی کامل، وضعیت از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بسیار تغییر کرده است. اکنون انسداد شاهراه‌های حیاتی در صدر نگرانی‌های همگان است. سیاست‌های امنیت انرژی به اولویت اصلی بازارهای واردکننده در اروپا و آسیا تبدیل خواهد شد.

محدودیت‌های جنگ متعارف و مسئله چگونگی مقابله با پهپادها و به‌کارگیری آن‌ها، به موضوع اصلی ارتش‌های جهان تبدیل شده است. آینده درگیری‌های نامتقارن و خودمختار، توجه، سرمایه‌گذاری و ساختارهای نظارتی بیشتری را به خود جلب خواهد کرد.

ترامپ بدون محاسبه طیف سناریوها و مخاطرات مرتبط، سؤالی درباره صلح خاورمیانه پرسید. او پرسید آیا می‌توان ایران را غیرهسته‌ای کرد؟ او پرسید آیا می‌توان رژیم ایران را تضعیف یا سرنگون کرد؟ اما سیر حوادث او را مجبور کرد تا سؤالات جدیدی بپرسد: چگونه بر کنترل ایران بر تنگه هرمز غلبه کند؟ و چگونه اهداف و جاه‌طلبی‌های خود را با اسرائیل هماهنگ سازد؟

او دریافت که پاسخ‌ها بسیار گریزپاتر، دور از دسترس‌تر و نامطلوب‌تر از آن چیزی بود که پیش‌بینی می‌کرد. او در طرح این سؤالات، با بازآرایی روابط منطقه‌ای و پیوندهای جهانی مواجه شد که فراتر از این درگیری و حل‌وفصل نهایی آن دوام خواهند آورد.

۰ ۰

راهنمای خرید پایه مناسب برای ماشین لباسشویی

۰ بازديد

انتخاب پایه مناسب برای ماشین لباسشویی ممکن است در نگاه اول موضوع ساده‌ای به نظر برسد، اما در واقع این قطعه می‌تواند تأثیر زیادی بر عملکرد و پایداری دستگاه داشته باشد. پایه‌ها نقش مهمی در کاهش لرزش، جلوگیری از حرکت دستگاه و افزایش عمر مفید لباسشویی دارند. به همین دلیل هنگام خرید پایه باید به چند نکته مهم توجه کرد تا بهترین گزینه انتخاب شود.

اولین نکته در خرید پایه لباسشویی تحمل وزن آن است. ماشین‌های لباسشویی خانگی معمولاً بین ۶۰ تا ۹۰ کیلوگرم وزن دارند و هنگام کار نیز نیروهای اضافی به پایه‌ها وارد می‌شود. بنابراین پایه‌ای که انتخاب می‌کنید باید بتواند این وزن را بدون تغییر شکل یا شکستگی تحمل کند. پایه‌های ساخته شده از فلز مقاوم یا پلاستیک‌های مهندسی معمولاً گزینه‌های مناسبی هستند.

نکته دوم قابلیت تنظیم ارتفاع است. بسیاری از پایه‌ها به صورت پیچ‌دار طراحی شده‌اند تا کاربر بتواند ارتفاع آن‌ها را تنظیم کند. این ویژگی برای تراز کردن دستگاه بسیار مهم است. اگر لباسشویی روی سطحی قرار بگیرد که کاملاً صاف نیست، امکان تنظیم ارتفاع پایه‌ها کمک می‌کند دستگاه در حالت تعادل قرار بگیرد.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم در انتخاب پایه، خاصیت ضدلغزش است. کف بسیاری از خانه‌ها از جنس سرامیک یا سنگ است که سطحی بسیار صاف دارد. در چنین شرایطی پایه‌هایی که دارای لایه‌های لاستیکی یا سیلیکونی هستند می‌توانند از حرکت دستگاه جلوگیری کنند. این ویژگی به ویژه در مرحله خشک‌کن که سرعت چرخش بالا است اهمیت زیادی دارد.

در هنگام خرید پایه لباسشویی باید به کیفیت مواد استفاده شده در آن نیز توجه کرد. پایه‌هایی که از مواد بی‌کیفیت ساخته شده‌اند ممکن است در مدت کوتاهی دچار ترک یا شکستگی شوند. همچنین اگر لایه لاستیکی زیر پایه کیفیت مناسبی نداشته باشد، ممکن است خاصیت ضدلغزش خود را از دست بدهد.

عامل دیگری که باید در نظر گرفته شود سازگاری پایه با مدل لباسشویی است. برخی پایه‌ها مخصوص مدل‌های خاصی طراحی شده‌اند، در حالی که برخی دیگر به صورت عمومی قابل استفاده هستند. قبل از خرید بهتر است قطر پیچ و نوع رزوه پایه با دستگاه بررسی شود تا در هنگام نصب مشکلی ایجاد نشود.

در نهایت باید گفت که انتخاب پایه مناسب می‌تواند تأثیر قابل توجهی در عملکرد ماشین لباسشویی داشته باشد. یک پایه باکیفیت نه تنها لرزش و صدای دستگاه را کاهش می‌دهد، بلکه از فشار بیش از حد به قطعات داخلی نیز جلوگیری می‌کند. بنابراین بهتر است هنگام خرید این قطعه به کیفیت و ویژگی‌های آن توجه کافی داشته باشید. برای پایه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

۰ ۰

فارس مدعی شد: نه توافق نهایی شده، نه قرار است یکشنبه امضا شود

۰ بازديد
اقتصادنیوز: خبرگزاری فارس از قول منبعی که نامش را فاش نکرده ادعای ترامپ درباره امضای تفاهم بین ایران و آمریکا در روز یکشنبه را تکذیب کرد.
 

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کنندۀ ایران گفت: ادعاهای مطرح‌شده از سوی ترامپ و برخی رسانه‌های خارجی مبنی بر اینکه «توافق نهایی شده و قرار است یکشنبه در ژنو امضا شود» به هیچ عنوان صحت ندارد.

 این منبع آگاه افزود: اساساً روند بررسی و تصمیم‌گیری در ایران هنوز نهایی نشده و از این جهت هم اعلام روز یکشنبه و هم مکان ژنو کاملاً تکذیب می‌شود.

۰ ۰

تحلیل ارتعاشات ماشین لباسشویی و نقش وزنه لباسشویی در میرایی

۰ بازديد

ارتعاشات یکی از مهم‌ترین مسائل در طراحی ماشین لباسشویی است. در هنگام چرخش دیگ، نیروهای متناوبی در سیستم ایجاد می‌شود که می‌توانند باعث لرزش دستگاه شوند. وزنه لباسشویی یکی از قطعات کلیدی است که برای کنترل این ارتعاشات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برای تحلیل ارتعاشات، ماشین لباسشویی را می‌توان به صورت یک سیستم جرم–فنر–میرایی مدل کرد. معادله حرکت چنین سیستمی به صورت زیر بیان می‌شود:

m x¨ + c x˙ + kx = F(t)

در این معادله m جرم سیستم، c ضریب میرایی، k سختی فنر و F(t) نیروی تحریک است.

وزنه لباسشویی با افزایش جرم سیستم باعث تغییر رفتار دینامیکی این معادله می‌شود.

افزایش جرم باعث کاهش شتاب ناشی از نیروهای خارجی می‌شود. این موضوع طبق قانون دوم نیوتن قابل توضیح است:

F = ma

اگر جرم سیستم افزایش یابد، برای یک نیروی مشخص مقدار شتاب کاهش پیدا می‌کند.

در ماشین لباسشویی، این ویژگی باعث می‌شود ارتعاشات ناشی از عدم تعادل لباس‌ها کمتر به بدنه دستگاه منتقل شود.

علاوه بر این، وزنه لباسشویی باعث افزایش پایداری سیستم تعلیق نیز می‌شود. سیستم تعلیق شامل فنرها و کمک‌فنرهایی است که مخزن را به بدنه متصل می‌کنند.

اگر جرم مخزن بسیار کم باشد، این سیستم نمی‌تواند به خوبی ارتعاشات را کنترل کند.

وزنه‌ها همچنین به توزیع بهتر انرژی ارتعاشی در ساختار دستگاه کمک می‌کنند. در نتیجه دامنه ارتعاش کاهش می‌یابد.

در طراحی‌های مدرن، مهندسان با استفاده از تحلیل دینامیکی و شبیه‌سازی کامپیوتری بهترین مقدار جرم برای وزنه لباسشویی را تعیین می‌کنند.

در نهایت، استفاده صحیح از وزنه لباسشویی باعث کاهش لرزش، کاهش صدا و افزایش طول عمر قطعات مکانیکی ماشین لباسشویی می‌شود. برای وزنه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

۰ ۰

شوی دیپلماتیک ترامپ برای سنا/ چرا تبادل پیام میان ایران و آمریکا به نتیجه‌ نمی‌رسد؟

۰ بازديد

دیپلمات پیشین ایران، معتقد است برخلاف برخی ادعا‌ها هیچ گفت‌وگوی مستقیمی میان ایران و آمریکا در جریان نیست و تنها تبادل پیام از طریق پاکستان ادامه دارد. به گفته او، آمریکا تاکنون هیچ‌یک از مطالبات اصلی ایران را نپذیرفته و همزمان با تشدید اقدامات نظامی و افزایش حضور دریایی خود، در پی کسب امتیاز از طریق فشار و ارعاب است.

 

به گزارش اقتصادآنلاین، در حالی که گمانه‌زنی‌ها درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا و امکان دستیابی به تفاهمی جدید همچنان ادامه دارد، تبادل آتش در خلیج فارس افزایش پیدا کرده است.

محسن پاک‌آیین، دیپلمات پیشین ایران و کارشناس روابط بین‌الملل، معتقد است آنچه امروز جریان دارد نه مذاکره، بلکه صرفاً تبادل پیام است و نشانه‌ای از پذیرش مطالبات ایران و تغییر رویکرد آمریکا در این روند دیده نمی‌شود.

 

او با اشاره به تداوم فشار‌های نظامی آمریکا، تأکید می‌کند که آمریکا هنوز اراده‌ای برای دستیابی به توافق نشان نداده است.

این دیپلمات پیشین در بخش دیگری از گفت‌و‌گو به موضوع تنگه هرمز، سناریو‌های پیش‌روی ایران در برابر فشار‌های دریایی آمریکا و میزان تأثیرگذاری گذر زمان بر معادلات دو طرف پرداخته است.

مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

*همان‌طور که می‌دانید، روند تعاملات میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد. اما به نظر می‌رسد این روند طولانی و حتی فرسایشی شده است. به نظر شما گره اصلی که مانع دستیابی به تفاهم اولیه شده چیست و در چه شرایطی امکان دستیابی به تفاهم وجود خواهد داشت؟

ببینید، ابتدا باید این نکته را روشن کنم که گفت‌وگویی میان ایران و آمریکا در جریان نیست. تنها موردی که مطرح بود، همان موضوعی بود که آقای قالیباف برای دیدار با جی‌دی ونس به اسلام‌آباد رفت و در همان چارچوب مطرح شد. غیر از آن، تاکنون گفت‌وگویی میان ایران و آمریکا اتفاق نیفتاده است. 

البته تبادل پیام برقرار است و پاکستانی‌ها پیام‌هایی را میان دو طرف منتقل می‌کنند، اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای در پی نداشته است. سفر‌هایی که مقامات پاکستانی به ایران انجام داده‌اند، نوعی خوش‌بینی ایجاد کرده، اما من اعتقاد ندارم که صرف این سفر‌ها بتواند گره‌گشا باشد.

همچنین گفته شده قرار است بار دیگر یکی از مقامات پاکستانی به تهران سفر کند. پاکستان به‌دنبال آن است که از مسیر میانجیگری، جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود را ارتقا دهد و به همین دلیل، هیأت‌هایی را به ایران اعزام می‌کند تا نشان دهد در این حوزه فعال است. این فعالیت‌ها قابل تقدیر است و از دوستان پاکستانی نیز تشکر می‌کنیم، اما نباید تصور کرد که رفت‌وآمد مقامات پاکستانی، بدون آنکه اراده‌ای در آمریکا شکل گرفته باشد، می‌تواند نتیجه‌بخش باشد.

مشکل اصلی این است که آمریکا نمی‌خواهد توافقی صورت بگیرد. ترامپ برای اینکه بتواند به مجلس نمایندگان پاسخ دهد یا افکار عمومی را قانع کند، وانمود می‌کند که در حال انتقال پیام با ایران است. حتی گاهی از این روند با عنوان مذاکره یاد می‌کند و گاهی نیز مدعی می‌شود که در آستانه توافق قرار داریم.

اما واقعیت این است که آمریکایی‌ها تاکنون هیچ‌یک از مطالبات ما را نپذیرفته‌اند؛ نه حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، نه حق برخورداری از برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز و نه انتقال دارایی‌های بلوکه‌شده ایران. همچنین توانایی یا اراده‌ای برای جلوگیری از حملات رژیم صهیونیستی به لبنان نیز نشان نداده‌اند؛ بنابراین مطالبات ایران تأمین نشده و طبیعی است که تا زمانی که این مطالبات محقق نشود، امکان دستیابی به توافق وجود نخواهد داشت.

تشدید فشار نظامی؛ نشانه‌ای از بی‌اعتقادی آمریکا به آتش‌بس

علاوه بر این، رویکرد نظامی آمریکا نیز برخلاف ادعای آتش‌بس در روز‌های اخیر تشدید شده است. حملات انجام‌شده و همچنین اقداماتی که در جزیره سیری و مناطق دیگر صورت گرفته، نشان می‌دهد آمریکایی‌ها اعتقادی به آتش‌بس ندارند.

استقرار ۱۵ ناو نظامی در اطراف ایران نیز بیانگر همین موضوع است. این اقدامات نشان می‌دهد که آمریکا به‌دنبال آن است که از طریق نظامی‌گری و ارعاب از ایران امتیاز بگیرد.

من با این وضعیت نسبت به آینده تبادل پیام‌ها خوش‌بین نیستم؛ مگر آنکه پاکستان بتواند به آمریکایی‌ها تفهیم کند که بدون رعایت اعتدال و بدون حرکت در چارچوب منافع متقابل، این روند به نتیجه نخواهد رسید.

*آیا معتقدید آمریکا در حال خرید زمان است و ممکن است دوباره به سمت گزینه نظامی حرکت کند یا اینکه هدف آن، وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌هایش از طریق محاصره دریایی است؟

به نظر من هر دو مورد مطرح است. آمریکا برای اینکه از فشار‌های داخلی خارج شود و در سطح خارجی نیز بتواند نوعی اجبار علیه ایران ایجاد کند، نیاز دارد وضعیت فعلی را حفظ کرده و وارد جنگ جدیدی نشود.

از سوی دیگر، محاصره دریایی نیز بدون نظامی‌گری نتیجه‌ای نخواهد داشت. اگر وارد فاز نظامی شود، عملاً آتش‌بس را نقض کرده است؛ موضوعی که در چند مورد نیز شاهد آن بوده‌ایم.

به نظر من ترامپ در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد. از یک‌سو می‌خواهد ادعا کند که آتش‌بس را پذیرفته و مسیر دیپلماتیک را انتخاب کرده است، اما در عمل نمی‌تواند مطابق این ادعا رفتار کند.

به همین دلیل، در سطح بین‌المللی امکان ایجاد اجماع علیه ایران را ندارد و در سطح داخلی نیز نمی‌تواند پاسخگوی انتظارات مردم و مجلس نمایندگان باشد. او با مشکلات جدی روبه‌رو است و باید دید چگونه می‌تواند از این وضعیت خارج شود.

*صرف‌نظر از چالش‌های آمریکا، از جمله بحران انرژی، آیا محاصره دریایی و طولانی شدن این روند برای ایران هزینه‌زا نیست؟

ببینید، ما هیچ‌گاه از درگیری استقبال نمی‌کنیم، اما این به آن معنا نیست که در نتیجه محاصره دریایی، امتیازی ناعادلانه به آمریکایی‌ها بدهیم.

ما برای همه وضعیت‌ها آمادگی داریم. اگر بخواهند محاصره دریایی را ادامه دهند، ما نیز تلاش خواهیم کرد به‌گونه‌ای عمل کنیم که موفق نشوند. تنگه هرمز را به‌طور کامل مدیریت می‌کنیم و تدابیر دیگری نیز وجود دارد که فرماندهان نظامی در صورت لزوم اتخاذ خواهند کرد.

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در مقاطع مختلف

*بنابراین فکر می‌کنید شرایط تنگه هرمز و حتی توقف کامل عبور و مرور در آن می‌تواند یکی از سناریو‌های پیش‌روی ایران در صورت تداوم شرایط موجود باشد؟

به نظر من روند فعلی در تنگه هرمز، روندی هوشمندانه است. ما به برخی کشتی‌ها اجازه عبور می‌دهیم و همین مسئله باعث شده آمریکایی‌ها نتوانند سایر کشور‌ها را متقاعد کنند که ایران تنگه هرمز را مسدود کرده است.

در شرایط فعلی، عامل اصلی اختلالات و محدودیت‌ها بیشتر خود آمریکایی‌ها تلقی می‌شوند. در هر صورت، ایران از اهرم تنگه هرمز می‌تواند در مقاطع مختلف استفاده کند؛ گاهی محدودیت‌ها را افزایش دهد و گاهی شرایط را بازتر کند.

البته این موضوعی است که مسئولان نظام با توجه به شرایط و مقتضیات زمان درباره آن تصمیم‌گیری خواهند کرد.

۰ ۰